یکسال شد - تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 5:12
امروز 23 بهمنه سال 97یک سال شده که من از خونه تقاطع شریعتی و تخت طاووس اومد بیرون ی چند ماهی ک تو ریحانی ساکن شدم بعدشم که کم اوردم و خسته شدم برگشتم خونه مامان دیشب تا صبح نخوابیدم یعنی سر شب خوابم ب
سفر ب د ب ی - تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 5:12
روز سه شنبه از سرکار رفتم خونه و علیرغم تمام اعصاب خوردیهایی که م برام درست کرد حتی تا زمانی که تو راه فرودگاه بودم هم. رسیدیم فرودگاه و سریع رفتیم داخل و از اونجا سفر با بچه ها شروع شددیگه اول رفتیم
پشیمونم - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:19
از کارایی ک تو این ی سال و نیم کردم خیلی پشیمونم دقیقا از اردیبهشت پارسال شروع شد میشه یکسالللللللللللو سه ماه یعنی 15 ماه بدترین و پر اشتباه ترین دوران زندگیم بود همین جا به خودم به این صفحه به دلم قول میدم دیگه تکرارشون نکنم هیچ وقت دلم برا خودم امروز خیلی سوخت امروز 28 مرداد 97 اون از م ص ک چ کار...
روزای سختی و تنهایی - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 1:19
یکم این روزا سخته یکم از تحملم خارجه یکم زود از کوره در میرم خدا کمک کنه و خونه زودتر رهن بره گذاشتم به هوای خودش خود خدا بهترین تصمیم رو برام میگیره اینجا خونه امن منه ک توش از ته دلم حرف میزنم و میتونم با خودم درد دل کنم ایشاله خونه رهن بره و بتونم م رو بخرم بازم توکل ب خدا خدایا خودت کمکم کن فقط ...
روزای پر از غم - تاریخ: 1397/3/2 ساعت: 12:37
من فقط وقتایی میام اینجا که پر از غمم و واقعا تنهام و هیشکی رو ندارم باهاش حرف بزنم  انگاری که خونه اخرم اینجاست خیلی خستم  خیلی &#15
روزهای مهرماه - تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 15:19
امروز دومین روز مهر سال 96 روز یکشنبه و من باز هم زنی تنها در استانه فصلی سرد این جمله چ اشناست سالهاست این جمله مرا در خود فروبرده و یا من در این جمله فرو رفتم هر چی که هست باز هم مثل همیشه من تنها تر از همیشه اینجا هستم این روزها هم مثل سابقه فقط با این تفاوت که دانشگاه میرم و ترم دوم دکترا هستم ا...
اس فند 94 - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
روزای اخر ساله امسال برخلاف هر سال کار خونه رو خیلی زود شروع کردم و تقریبا هم کار خاصی از خونه نمونده مهمترین چیزی که مونده پرده آشپز خونه است که واقعا نمیدونم چیکارش کنم امسال کار خاصی که کردم دفاع از پایان نامه ارشد بود و بس کنکور دکترا هم شرکت کردم که خوب اصلا امیدی به قبولیش ندارم یکم به شرایط س...
دوستی شش ماهه - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
شش ماه سه روز مانده - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
تقریبا شیش ماهی میشه ک باهم دوست شدیم. خوب بود اما خوب باید تموم میشد و شد. این روزا زیاد خوب نیستم ک طبیعیه در عین حال ی خبر خوب هم شنیدم که کاذبه البته. صرفا ی خوشی موقتی بی مزه. چون اصلا موندگار نیست. تو این مدت علی بیمارستان خابید و جراحی کرد. تیرماه هم وقت دکتر داره. منهم دومین جراحی ام رو کردم...
تنه ایی - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
تنهایی مجدد - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
بعد از هشت ماه بازم تنها شدم تنهای تنها باکاری هم ک دوشنبه میخام انجام بدم دیگه حسابی تنها تر هم میشم اما با همه این حرفا برام لازمه
95/07/24 - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
حس میکنم دیگه دوسم نداری حس میکنم زیادیه وجودم چرا به این زودی ازم بریدی منکه گل سرسبد تو بودم حس میکنم تو این روزا نمیخوای یه لحظه هم حتی منو ببینی کاش میدونستم عشق دیروز من فردا که شد تو با کی همنشینی دوسم نداری میدونم دوسم نداری اما تو چشمات میخونم که بیقراری خدا کنه که برگردی تو پیشم بدون تو من ...
د ق ن امه - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 3:04
دارم دق میکنم خیلی حس بدی دارم حالم اصلا خوب نیست تقریبا دارم خودمو بزور میکشم توی پیک کاریه و من اصلا جون کار کردن ندارم با م بد زدیم به هم اوضاع وحشتناک خرابه تقریبا کات مثل معتادایی شدم که دارن ترک میکنن تقریبا دو هفته است که اوضاع مون خیلی خرابه میخام کله امو بکوبم به د یوار اصلا حال خوبی ندارم ...