- تاریخ: 1401/11/16 ساعت: 14:34
امروز دوازدهم بهمن مینویسم که قشنگ قشنگ قشنگ یادم بمونه خودمو به چ خفت ی انداختم اون از و ام بانک ش ه ر اینم از این اج ار ه بدترین روزهاس خیلی سخت میگذره خیلی تلخ میگذره یادم بمونه قدر چیزهایی ک تو زندگیم بدست میارم رو بدونم یادم بمونه این روزافقط باید به خودم تکیه کنمخدایا خودت کمکم کن من ففط تو رو...
16 خرداد - تاریخ: 1401/3/20 ساعت: 14:06
امروز مردکم دستم رسید خدایا شکرت خدایا شکرت و هزار بار شکرمامان خوشگلم مدرکم اومد مرسی ک اینقدر حمایتم کردی و حامی ام بودیبهت افتخار میکنم بهترین مامان دنیا مرسی ک دارمت مامان گلم خدای قشنگم  Adblock test (Why?)
واقعیت تلخ این روزام - تاریخ: 1401/2/11 ساعت: 7:29
چقدر سخته ک به ی جا برسی که همه دشمنتن چقدر سخته ک از همه بخوری بدم بخوریخییلی مسخره است از نزدیک ترین کسایی ک دور و برتن خیلی تنهام خیلی همه دشمننچرا من همون پارسال به این مسئله فکر نکردم که واقعا از کجا میخوان بیارن چرا چرا اخه چرا فکر نکردم لعنت به من و سادگیهام لعنت خیلی تنهام اما باید باهاش کنا...
چیزهایی ک بهشون میرسم - تاریخ: 1401/2/11 ساعت: 7:29
1. آشنایی با شوهر آینده ام تا 20 اردیبهشت شوهرم خیلی پولداره ماشین تویوتا کارخونه دار مهربون خوش تیپ خوش اخلاق 2. وزن 55 کیلوگرم تا 20 اردیبهشت3. حقوق ماهیانه 20 میلیون تومان دارم 4. مدرکمو گرفتم  Adblock test (Why?)
29 اردیبهشت ماه - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 4:56
دیروز خیلی شلوغ بودم تا ساعت 8 شرکت بعد هم به اصرار حس ی قرار نیم ساعته گذاشتیم و همون حرفهای تکراری که خوب برای من قابل قبول نبود اصلا بعدشم رفتم خونه ی چیزی ذهن منو مشغول خودش کرده اون روز پنج
زندگیم تموم شد - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 4:56
امروز چهلمین روزه ک مادرم عشقم تمام زندگیم رفته زیر خاک و دیگ پیشم نیست دیگ هیچ کس نیست ک وقتی میرم خونه درو برام باز کنه دیگ نیست ک جواب سلاممو بده دیگ نیست ک سرمو بذاره رو پاشو و موهامو ناز کنه دیگ
یکشنبه 23 شهریور - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 4:56
سه ماهه ک مامان گلم رفته و من تنها شدم تنهای تنها و هر روز ک از خواب بیدار میشم باید این مسئله با جدیت بیشتری توی صورتم بخوره خلاصه ک باشه مشکلی نیست قشنگ تو این دوران فهمیدم خودمم و خودم بعد از ای
آرزوهام - تاریخ: 1399/11/23 ساعت: 4:56
تو این مدت ک رفتی دنیا خیلی بی رحم میگذره با تمام این حرفا شکر اما اصلا باورم نیست ک رفتی هر روز ک میام خونه حس میکنم هستی اونجایی دچار ی جور خلا شدم خلا عاطفی فکر ذهنی همه چی رفته تو کما مثل ادم
13980808 - تاریخ: 1398/11/7 ساعت: 7:01
چ تاریخ قشنگیه ای خدای من تو این روز قشنگ تو این روز خوب با اینهمه نعمت ازت خواهش میکنم مادرمو شفا بدی یا اگه قراره براش اتفاقی بیافته درد نکشه ای خدای من پریشب خون بالا اورد خودت راه درست رو بذار جلو
غمگین ترین - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
امروز چهارشنبس 18 اردی بهشتمثلا دو روز دیگ تولدمه و امسال غمگین ترین تولدیه ک تا الان تجربه کردمحالم خیلی بده دلم غم داره خیلی ناراحتم خیلی تو دلم ی غم بزرگه از کی تونستم اینقدر نسبت به زندگیم گند بزنم خیلی حالم بده فقط همین
980220 - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
دیروز تولد چهل و ی ک سالگیم بود میشه گفت بدترین و بی مزه ترین تولد عمرم رفتیم باغ علف ها رو با داس کوتاه کردم دستم تاول زداصلا خوب نبود بد گذشت بعدش هم رفتیم برای مامان دارو گیاهی بگیریم با ار تین سه
خ ر ی ت - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
چقدر ساده از زندگیم گذشتم خیلی احم ق بودم خیلی خیلی ساده از زندگیم گذشتم انگار هیچ زحمتی براش نکشیده بودم حالم بده چن روزی هست که ش و ر سر ی موضوعی ک ر پیش اورده با هم ب مشکل خوردن و وقتی عکس العمل ش رو میبینم میگم هی هی چقدر ساده از زندگیت گذشتی چقدر راحت وا دادی
از ادم ها متن فرم - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
از روز حدود سه شنبه 31 اردیبهشت که بعلت اعتراض رفتم در خونه همسایه بابت خط رو ماشین که اخر سر هم با عذر خواهی من هم مرتفع شد و دو روز بعدش که تو راه دکتر مامی تصادف کردم تا همین حالا که چهارشنبس و ی ه
یالاخره دستشو رو کرد - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
امروز شنبه 25 خرداد 98 از اول وقت بهم زنگ زد که چرا بهم از خودت خبر ندادی منم طبق حرفش تو کافی شاپ چارشنبه عصر که دندونپزشک میخواد بگیره دل خور بودم یکم صحبت کرد و بعدم خدافظدوباره برا پروپوزال و ثبت
15 - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
15 سال پیش بود همچین روزی روز عرو س ی ام بود همون روزی ک متوجه شدم دارم کار اشتباهی میکنم همون روزی که پر از درد بود که هنوز بعد این همه سال اونهمه ناراحتی رو فراموش نکردم طبق معمول میگم مهم نیست اما ی مطلبی ی جا خوندم چن روز پیش من انتقام خواهم گرفت از همه کسایی ک بهترین روزهای عمرم رو ازم گرفتن
حال بد - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
حالم ای روزا خیلی بده خیلی خیلی خیلی روز بروز مامان رو میبینم جلو م که داره تحلیل میره قشنگ با چشم حس می کنم از درون داغونم نمیدونم چه کنم مستاصل شدم خدایا خودت کمکم کن من فقط تو رو دارم ها همه امیدم به توئه خودت به دادم برس و راه درست رو جلو پام بذار همه امیدم به خودته
شفا - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
خدایا به دادم برس مادرم رو شفا بده مادرم رو به من ببخش خدایا فقط این کار از خودت بر میاد مادرم رو شفا بده میدونی که من فقط تو این دنیا مامان رو دارم خودت شفاش بده من مامانم رو از هیچ کس نه فقط و فقط و
همه چیمو از دست دادم - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
با نادونی و ندونم کاری همه زندگیم از دستم رفت دیشب فیلم مغزهای کوچک زنگ زده رو دیدم حالم دگرگون شد چقدر شبیه نقش دختره بودم که گفت حالم از خودم خیلی بده الانم حالم از خودم خیلی خیلی بده سر ی خریت همه زندگیمو به باد دادم
سومین روز شهریور - تاریخ: 1398/6/14 ساعت: 18:36
در عین حال اینک روزها دیر میگذرن همونقدرم زمان زود میگذره شدیدا تو فکرم ک مثلا ده سال دیگه میخوام چی باشم و کجا باشم دارم بهش فکر میکنم شاید بهتر باشه بجای هدف ده ساله هدف پنج ساله بذارم شایدم همون ده
یکشنبه 97/11/07 - تاریخ: 1397/12/27 ساعت: 5:12
دلم برا خودم میسوزه وقتایی که مستاصل میشم مخصوصا از لحاظ مالی دلم برا خودم میسوزه الانم اینجوریم از لحاظ مالی مستاصل شدم متاسفانه هفته پیش تصادف کردم سپر ماشین شکست و من موندم و من کلی خرجش شده